دانشکده فنی دانشگاه بوعلی

دانشکده فنی دانشگاه بوعلی دانشكده فني و مهندسي دانشگاه بوعلی سینا

دانشكده مهندسي در سال 1356 تاسيس شد و فعاليتهاي علمي خود را در مقطع ليسانس در رشته مهندسي آب آغاز كرد. هم اكنون ساختمان اصلي اين دانشكده در فضاي اصلي دانشگاه بوعلي سينا واقع شده است كه مشغول فعاليتهاي علمي و پژوهشي مي باشد و داراي مقاطع ليسانس، فوق ليسانس و دكترا در گروههاي خود است.

دانشكده مهندسي داراي 6 گروه آموزشي است. اين دانشكده حدود 1400 دانشجو و 68 عضو هيات علمي دارد. مديريت دانشكده شامل

رياست دانشكده و 3 نفر معاونت است كه رييس دانشكده را همراهي مي كنند : معاونت آموزشي، معاونت مالي و معاونت پژوهشي و مديريت تحصيلات تكميلي.

گروههاي آموزشي دانشكده عبارتند از: صنايع، مكانيك، برق، كامپيوتر، عمران و مواد.

هر گروه توسط يك نفر مدير گروه كه توسط راي گيري از اعضاي هيات علمي دانشكده به مدت 2 سال انتخاب ميشود، مديريت مي شود.

23/10/2014

دانشجوها بگن هرکسی چه رشته ای می خونه و ورودی چه سالیه..؟

فارغ التحصیلا یه پست دیگه میزارم براتون...

28/05/2014

سلام دوستان...
چه خبر ها..؟
دانشگاه خوش میگذره؟

12/08/2013

تعطیلات خوش می گذره..؟!

03/06/2013

ﻟﻐﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ !!!
DDDDDDD:1 ﺍﯾﻦ ﺑﺴﺘﮕﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ...
ﯾﻌﻨﻰ : ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﻢ !
************2 ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺷﺪ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﺑﻄﻮﺭ ﺗﺼﺎﺩﻓﻰ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ !
****************3 ﻧﺤﻮﻩ ﻋﻤﻞ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﮐﺎﺭ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺍﺳﺖ !
****************4 ﮐﺎﻣﻼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ !
ﯾﻌﻨﻰ : ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﺎﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﻯ ﺷﺪﻩ !
**********************5 ﻣﺎ ﺗﺼﺤﯿﺤﺎﺗﻰ ﺭﻭﻯ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﻫﯿﻢ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺗﻤﺎﻡ ﻃﺮﺍﺣﻰ ﻣﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ !
**********************6 ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺑﺪﻟﯿﻞ ﺑﻌﻀﻰ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ، ﮐﻤﻰ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﻯ
ﻋﻘﺐ ﺍﺳﺖ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺭﻭﻯ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺩﯾﮕﺮﻯ ﮐﺎﺭ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﯾﻢ !
*********************7 ﻣﺎ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﻢ l ...
ﯾﻌﻨﻰ : ۹۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺧﻄﺎ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ !
********************8 ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭﮎ ﻋﻠﻤﻰ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﮐﺴﻰ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎ ﺗﯿﻢ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮﺩﻩ
ﺍﺳﺖ !
********************9 ﭘﺮﻭﮊﻩ ﻃﻮﺭﻯ ﻃﺮﺍﺣﻰ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﻘﺺ ﮐﺎﺭ ﻣﻰ
ﮐﻨﺪ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﻌﺪﻯ ﻧﺎﺷﻰ ﺍﺯ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﻏﻠﻂ ﺍﭘﺮﺍﺗﻮﺭﻫﺎﺳﺖ !
***********************10 ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮﺩﻯ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﻣﻰ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﺍﺯ ﺗﯿﻢ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ
ﺍﺳﺖ !
***********************11 ﮐﻞ ﮐﻮﺷﺶ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺸﺘﺮﻯ ﺭﺍﺿﻰ ﺷﻮﺩ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﻣﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻨﺪﻯ ﻋﻘﺒﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﻯ ﺑﺪﻫﯿﻢ
ﺭﺍﺿﻰ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ !
*************************12 ﺗﺤﻮﯾﻞ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺼﻞ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﻣﻘﺼﺮ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﺟﺮﺍﻯ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺭﺍ
ﮐﺴﻰ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ !
*************************13 ﺭﻭﻯ ﭼﻨﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻄﻮﺭ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮐﺎﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﻫﻨﻮﺯ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﭼﻪ ﮐﻨﯿﻢ !
*************************14 ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻰ ﺭﺳﯿﻢ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﻰ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
***********************15 ﺣﺎﻻ ﻣﺎ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﺻﺤﺒﺘﻬﺎﻯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﯾﻢ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺷﻤﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮﻯ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﻯ
ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
**********************16 ﺑﻌﻠﺖ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺗﺌﻮﺭﻯ ﻭ ﻋﻤﻠﻰ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ !
ﯾﻌﻨﻰ : ﺑﻌﻠﺖ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ !
*********************17 ﺳﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﻬﺖ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﻃﺒﯿﻌﺘﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎ ﻭﺍﺟﺪ ﻣﺸﺨﺼﺎﺗﻰ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ
ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮﺳﯿﺪ، ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ !
************************18 ﺑﻘﯿﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺩﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺑﻌﺪﻯ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺑﻘﯿﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻓﺸﺎﺭ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ !
**************************19 ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ...
ﯾﻌﻨﻰ : ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻰ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ !...
**************************20 ﺍﯾﻦ ﺻﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﻯ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺻﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﻄﻠﻘﺎ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ !
**************************21 ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻃﺒﻖ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﻋﻤﻞ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﺮﺩ .
ﯾﻌﻨﻰ : ﺍﺯ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﮐﺎﺭ ﺍﺻﻼ ﺍﻃﻼﻉ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ !

17/05/2013

ﺳﺨﺘﻪ ﺩﺭﺳﻢ ...
ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﻦ ...
ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﻢ ﺗﻬﺶ ﺭﺩﻡ ...
ﺣﺲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﺣﺮﻓﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺮﺧﻮﻧﺎﺷﻪ ..... ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻗﺼﻪ ﺍﻭﻻﺷﻪ ...
ﻭﻗﺖ ﺍﻣﺘﺤﺎن ِ و ﺭﻳﺪﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻤﻪ ...
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻳﺪﻡ ، ﺍﻟﻜﻲ ﺟﻮ ﻧﺪﻩ ...
ﺣﺮﻓﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻣﻢ ﻛﻪ ﻧﻤﻚ ﺯﺧﻤﻤﻪ ...
ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﺨﻮﺷﻴﻤﻢ ﺗﺮﻡ ﻫﺎﻱ ﺑﻌﺪﻣﻪ ...
ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻨﻤﻮ ﺣﺴﺮﺕ ﻳﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﻱ ﺑﻴﺴﺖ ...
ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﻟﻴﺴﺖ ...
ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻪ ﺩﺭﺱ ﺑﮕﺬﺭﻳﻢ ...
ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺸﻢ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ...
ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻲ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻱ ﺗﺮﻡ ﺁﺧﺮﺗﻢ
ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺩ ﺍﺧﻪ ﻧﻮﻛﺮﺗﻢ

03/05/2013

همه رفيقامون دارن تو دانشكده هاي ديگه جشن فارغ التحصيلي ميگيرن كه چه دوران خوبي بود و چقد چيز ياد گرفتيم تو دانشكده ي ما هنوز داره وقت به اين ميگذره كه :
امروز كي پشت سر كي حرف بزنه
امروز از كجاي فيل ليز بخورن
امروز واسه كي خودشون و بگيرن
امروز جواب سلام كي و ندن
چقد آرق روشنفكري بزنن
واسه كي داستان سرايي كنن
رابطه ي كي با كي و خراب كنن
ننگم باد با اين دانشكده و آدمايي كه كنارشون درس خوندم...
تو رو تون!!!!!!حتي شما...

19/04/2013

حاصلضرب "توان" در "ادعا" مقداری ثابت است ،
هرچه "توان" انسان کمتر باشد "ادعا"ی او بیشتر است
و هرچه "توان" انسان بیشتر شود " ادعا"یش کمتر میگردد .(دکتر حسابی)

19/04/2013

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد،

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم …
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش …

همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه …
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط آشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن …
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
جوون گفت آره … سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره … سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه … شیکم گشنه سَنگم مُخُوره …
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه … اینا رو برا بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بیذارم!
جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن …
پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه …
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.


” خواهشا مواظب طرز حرف زدن و قضاوت های زود باشید “

19/04/2013

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم شما چطور
می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک
فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم
و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است!

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما
می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

_____________________________

1 - راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.
2 - در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق
هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی
3 - همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست

19/04/2013

درسی از میمون
شکار میمون زنده بخاطر چابکی و سرعت عمل جانور بسیار مشکل است. یکی از روشهای شکار میمون در آفریقا این است که شکارچی به محل اقامت میمونها می رود و بدون توجه به آنها در سوراخ کوچکی در یک سنگ بزرگ مقداری خوراکی می ریزد و دور می شود میمونهای گرسنه و کنجکاو دستشان را به درون سوراخ می برند و خوراکیها را در مشت خود می ریزند اما دهانه سوراخ کوچکتر از آن است که مشت میمون از آن خارج شود. میمون وحشت زده می شود و تقلا می کند تا خسته شود اما هرگز مشت بسته خود را باز نمی کند تا رها شود.

ذهن انسان هم گاه مانند مشت بسته میمون است،
تقلا می کند و بی تاب می شود و روی یک مسئله قفل می شود
در حالی که چاره در رها کردن و آزادی از قید و بندهای ذهن است .

19/04/2013

بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد پیشخدمت ناراحت شدبیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
پیشخدمت : من متعجب شدم بخاطر اینکه در میز کناری دختر شما 50 دلار به من انعام داد در درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !
گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :او دختر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام .

(هیچ وقت گذشته ات را فراموش نکن . او بهترین معلم توست) .

Address

Entehaye Khiabane Mahdiye, Daneshgahe Buali Sina, Daneshkade Mohandesi
Hamedan

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دانشکده فنی دانشگاه بوعلی posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share