09/12/2025
بسیار درد اور است دوستان عزیز لطفامتوجه باشید.
یکی از دوستانم که داکتر نهایت مهربان و با دانش است امروز برایم قصه ای گفت که هم خودش را گریه گرفت و هم مرا، نمی خواهم نامش را بگویم اما او امروز قصه کرد که چند روز پیش یک مریضی با کودکش به معاینه خانه آمده بود، وقتی می خواستم معاینه شانرا آغاز کنم پسرک چیزی از مادرش می پرسید و مادر برایش می گفت: چپ باش بچیم، چپ باش...
من فکر کردم کودک کدام مشکلی نداشته باشد و به تشناب نیاز نداشته باشد از همین سبب از مادرش پرسیدم که او چه می گوید؟
اول مادرش نخواست چیزی بگوید اما بعد از تاکید من گفت: هیچ داکتر صاحب! برایش وعده کرده بودم که بعد از معاینات و دوا اگر پول باقی ماند برایش بوت می خرم، حالا پیوسته می پرسد که پول مانده یا نی.
ناخودآگاه متوجه بوت هایش شدم که یک انگشت کوچکش از سوراخ بوت معلوم می شود. نزدیکش شدم و گفتم: نازنین کاکا کف بوت خود را نشان بتی که نمره بوت تو چند است. اما از بس که کف بوت او شاریده بود هیچ نمره اش فهمیده نمیشد. با دستم اندازه پایش را گرفتم و به مادرش گفتم. فردا بیایید که اینبار کاکا داکترش برایش بوت های قشنگ می خرد، کودک لبخند زد اما مادرش خیلی شرمیده بود و می گفت، نخیر داکتر صاحب شما زحمت نکشید.
فردا من برایش بوت خریدم و پسرک با مادرش آمد، وقتی بوت های جدیدش را به پایش می کردم کودک به خاطر اینکه مشکل خود را درست مطرح کرده باشد به من گفت: کاکا داکتر دگه د قصه اش نبودم اما د مکتب بچه ها مرا آزار می دادند و نام مرا بوت کهنه گذاشته بودند.
سرم را دوباره بالا نکردم تا اشک هایم را نبیند.
بلی هر مریضی که مراجعه می کند اگر مصارفش کمتر شود شاید از پول باقی مانده، نانی، لباسی و یا بوتی برای فرزندانش بخرد.
پس چه خوب است تلاش کنیم که مصارف مریض کمتر شود.
لطفا نشر نمائید تا همه از این پیام بهرمند شوند.
کاپی
╭─┅──═ঊঈ🦋ঊঈ═──┅─╮
❤
╰─┅──═ঊঈ🦋ঊঈ═──┅─╯