24/02/2019
در کتابی چنین حکایت شده که در شهری گوشت از قرار هر کیلو دو دالر بوده ،روزی قصابی های شهر خودسرانه گوشت را یک دالر گران کردند.
مردم چون چنین دیدند عصبانی شدند و به خیابانها ریخته و بر علیه قصاب ها شعار دادند!
این خبر به گوش شاه رسید و اعضاء دولت برای آرام کردن مردم از او کمک خواستند! سلطان صاحب فکری کرد و گفت: بروید و به قصاب ها بگویید گوشت را دو دالر گران تر از آنچه خود گران کرده اند به مردم بفروشند! یعنی هر کیلو گوشت شد از قراری پنج دالر!
مردم چون دیدند قیمت گوشت بالاتر رفته این بار به خیابانها ریخته و این بار مغازه ها را به آتش کشیدند
هیئت دولت نزد قبله عالم رفتند و به عرض شهنشاه رساندند که تدبیر شاه شاهان کارساز نشد و مردم این کردند و آن نمودند! این دفعه شاه گفت: حالا بروید و یک دالر گوشت را ارزانتر کنید! یعنی هر کیلو گوشت شد چهار دالر! و مردم هم پس از آن چون دیدند گوشت یک دالر ارزانتر شده برای سلامتی شاه دست به دعا شدند و در خیابان ها نماز شکرانه خواندند!
به این اقتصاد، اقتصاد_تاکتیکی گفته میشود.