22/08/2026
قصهٔ «دلخوش»؛ قصهای که دلم ره کباب کد 💔
بیا خیره نامی همی رفیقم ره «دلخوش» میمانیم.
همی بیچاره «دلخوش» یک روز دلباختهٔ یک دختر شد. دلش ره کامل داده بود به همی دختر و میخواست باهاش ازدواج کنه. آنقدر جدی بود که به هر کسی که از طرف خانوادهٔ دختر میشناخت، پیام کد، عذر کد و گفت که من همی دختره ره میخواهم.
در حالیکه خبر داشتم چندین دختر دیگه هم همی پسر ره دوست داشتن؛ حتی یکیشان خیلی خیلی زیاد عاشقش بود.
شب و روز عمرش همی پری مانند که میشناسمش برایش عذر میکرد که من دوستت دارم، بازم و متأسفانه، دختره از ته دل دوستش داشت، اما «دلخوش» باز دلش پیش یک دختر دیگه بود.
همی دختره که خیلی دوستش داشت، دو دفعه مادر خوده و چند نفر از خانمهای پاک و بزرگ فامیلشه روان کد که برایش خواستگاری کنن. اما دختره هر دفعه یک جوری ردش کد و آخر گفت: «اختیار مه دست آقایم اس.»
«دلخوش» هم باور کد که شاید واقعاً اختیارش دست آقاییش باشه. گفت اگر آقاییش نده، پس چی کار کنم؟ باز رفت و پیش این و آن عذر کد که مه همی دختره ره میخواهم.
اما امروز بیچاره خبر شد که قصه چیز دیگه بوده...
دختره مدتها پیش، از طریق انستاگرام، عاشق یک پسر پولدار شده بوده. یعنی از اول دلش جای دیگه بوده؛ ولی برای اینکه آبرویش نره، میگفته: «اختیار مه دست آقایم اس.»
در حالیکه اگر واقعاً خودش نمیخواسته، میتوانسته نه بگه؛ میتوانسته برای چیزی که دلش میخواسته ایستاد شو و انتخاب خوده بکنه. اما نکرد.
«دلخوش» بیچاره اما خبر نداشت. به امید همی حرف، هی میدوید، هی عذر میکرد، هی به پیش این و آن میرفت و میگفت: «مه همی دختره ره میخواهم.»
هر بار هم دختره یک جوری ردش میکد و او باز با خودش میگفت: «شاید آقاییش نمیده...»
امروز که حقیقت ره فهمید، تمام آن امیدها یکباره شکست.
من خودم آب دیدههاشه پاک کدم... قسم به خدا، داغی اشکهایش طوری بود که نزدیک بود جیگر مه کباب شوه. 💔
آدم وقتی کسی ره از ته دل بخواهد، وقتی برایش پیش این و آن عذر کنه، وقتی آبرو و غرورش ره کنار بمانه و آخر بفهمه که تمام این مدت دلِ طرف جای دیگه بوده، دردش فقط شکست عشقی نیس؛ دردِ فهمیدنِ حقیقت بعد از اینهمه امید اس.
دلخوش، رفیق مه، اگر امروز دلت شکست، بدان که تو کم نیاوردی؛ تو تا جایی که میتوانستی صادق بودی. گاهی آدم برای کسی میجنگه که از اول دلش جای دیگه بوده.
خدا هیچ دل عاشقی ره اینقسم امتحان نکنه. 💔
شنبه، ۱۴۰۵/۵/۳۱
ساعت ۶:۵۰ شام، به وقت افغانستان ـ غور
✍️ اکرام Ekram Ghoriاکـــــــــــــــــرام غوری